روزمیلاد
چیزی به زمینی شدن شما فرشته های پاک اسمونی نمونده عصر روز پنجم اسپند روز مبارک سپندارمذدگان (خاله جون خیلی دوست داشتم امروز به دنیا میومدید) من و مامان پرگل همراه مامان مهناز وعمه سلیمه و عمه سوسن و ارشیدا کوچولو با بابا سجاد, مامان پریسارو برای بستری شدن در بیمارستان همراهی کردیم میدونم واسه ی بستری کردن خیلی زیاد بودیم اما همه مون خیلی ذوق داشتیم مثلا تازه خاله و عمه میشدیم دیگه! شب همه برگشتیم خونه و تنها مامان پریسا موند اما صبح زود من و مامان پرگل و باباسجاد ومامان مهناز ساعت هفت باز رفتیم بیمارستان بعد از ماهم عمه سلیمه و سوسن اومدند. راستش مامان پریسا خیلی کلافه بود اون روز عمل زایمان زیاد بود و مامانی رو خیلی دیر بردن اتاق ...
نویسنده :
خاله پریا
17:59


